|
English |
پارسی |
| Centripetal |
جانب از مرکز ، گریز از مزکز |
| Constraint |
قید |
|
Convolution integral |
انتگرال کانولوشن |
|
Conditions |
شرایط اولیه |
|
Circular frequency |
بسامد زاویه ای |
|
Conservation |
بقا |
|
Conservation of energy |
بقا انرژی |
|
Complete response |
پاسخ کامل |
|
Continuous |
پیوسته |
|
Coherence |
وابستگی |
|
Coherence function |
تابع وابستگی |
|
Center |
مرکز |
|
Central |
مرکزی |
|
Central difference |
تفاضل مرکزی |
|
Cantilever |
گیردار |
|
Cantilever beam |
تیر گیردار |
|
Condensation |
چگالش |
|
Complementary |
عمومی |
|
Complementary solution |
حل عمومی |
|
Capacitor |
خازن |
|
Compatible |
سازگار |
|
Clockwise |
ساعت گرد |
|
Coefficient |
ضریب |
|
Coefficient of viscousity |
ضریب لزجی |
|
Coefficient of damping |
ضریب میرایی |
|
Conservative |
پایستار |
|
Coefactor |
هم عامل |
|
Column |
ستون ، ستونی |
|
Column matrix |
ماتریس ستونی |
|
Corresponding |
متناظر ، مانند به مانند، متقابل ، هم
پاسخ |
|
Coordinates |
مختصات |
|
Complex |
مختلط ، موهومی |
|
Complex
number |
عدد مختلط ،
شماره مختلط |
|
Complex conjugate |
مزدوج مختلط |
|
Centroid |
مرکز هندسی |
|
Charateristic |
ویژگی ، مشخصه ،
مفسر |
|
Characteristic vectors |
بردارهای ویژگی ،
بردارهای مشخصه |
|
Characteristic equation |
معادله ویژگی ،
معادله مشخصه |
|
Characteristic values |
مقادیر ویژگی ،
مقادیر مشخصه |
|
Characteristic action |
عامل مشخصه |
|
Characteristic actuation probability |
احتمال مسلح شدن مين توسط مين جمع کن |
|
Characteristic
curve |
منحنی مشخصه |
|
Charactristic lenght |
نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه
ورودى موتور در راکت |
|
Characteristic detection width |
عرض منطقه اکتشافى کشتى مين جمع کن |
|
Characteristic diagram for the steel |
دياگرامى که تغيير شکلهاى فولاد را
برحسب مقادير مشخصه تنشهاى نظير |
|
Characteristic expansion time |
زمان شاخص انبساط |
|
Coupled equations |
معادلات همبسته |
|
Criterion |
معیار ، نشان
قطعی ، میزان |
|
Constant |
هميشگى ،پايا،عدد ثابت ،مداوم
،پايدار،باثبات ،استوار، ثابت |
|
Constant amperage regulation |
تنظيم با امپر ثابت |
|
Constant cost |
هزینه ثابت |
|
Constant current |
جریان ثابت باطری
، جريان دائم ،جريان مستقيم |
|
Critically damping |
میرایی بحرانی |
|
Columb damping |
میرایی کولمب |
|
Component |
مولفه ، مولفه
بردار ، قسمت ، قطعه |
|
Component drawing |
رسم قطعات |
|
Component efficiency |
ميزانى براى اندازه گيرى بازده يک
قسمت از يک ماشين |
|
Component part |
جز ساختمان ، جز
قطعه |
|
Conservative force |
نیروی کنسرواتیو
، نیروی پتانسیل |
|
Convergent |
همگرا ، هم راس ،
خطوط متقارت |
|
Convergent lens |
عدسی همگرا |
|
Concurrent |
متقارب(هندسه) ، متقاطع ، هم راس |
|
Central convolution |
شکنج مرکزى |
|
Central mass storage |
انباره جرم مرکزی |
|
Capacity Requirements
Planning (CRP) |
برنامهریزی ظرفیت مورد
نیاز
|
|
Capital Budgeting
|
بودجهبندی سرمایه |
|
Cash Flow |
جریان نقدینگی |
|
Cellular Layout |
طراحی استقرار سلولی
|
|
Central Processing
Unit (CPU) |
واحد پردازش مرکزی |
|
Certificate of Quality
(COQ) |
گواهی کیفیت |
|
Chain – sampling plan
|
طرح نمونهگیری زنجیرهای |
|
Combination of
production factors |
ترکیب عوامل تولید |
|
Company – Wide Quality
Control (CWQC) |
کنترل کیفیت در سطح شرکت |
|
Competitive
Benchmarking |
محکزنی رقابتی |
|
Competitive Dimensions
|
ابعاد رقابتی |
|
Computer – Aided
Software Engineering (CASE) |
مهندسی نرمافزار به کمک کامپیوتر |
|
Computer Aided Design
(CAD) |
طراحی به کمک کامپیوتر |
|
Computer Aided
Engineering (CAE) |
مهندسی به کمک کامپیوتر
|
|
Computer Aided
Manufacturing (CAM) |
ساخت به کمک کامپیوتر
|
|
Computer Aided Process
planning (CAPP) |
برنامهریزی فرآیند به کمک کامپیوتر |
|
Computer Integrated
Enterprise (CIE) |
تشکیلات یکپارچه کامپیوتری |
|
Computer Integrated
Manufacturing (CIM) |
تولید یکپارچه کامپیوتری |
|
Computer |
رایانه ،
کامپیوتر |
|
Computer Numerical
Control (CNC) |
کنترل عددی کامپیوتری
|
|
Computerized
Relationship Layout Planning (CORELAP) |
برنامهریزی طراحی استقرار روابط به صورت کامپیوتری |
|
Computerized Relative
Allocation of Facilities Technique (CRAFT) |
تکنیک تخصیص نسبی تسهیلات
به صورت کامپیوتری
|
|
Concurrent Engineering
(CE) |
مهندسی همزمان |
|
Continuous And Never
ending Improvement |
بهبود مستمر و بیپایان |
|
Continuous Flow
Processes |
فرآیند دارای جریان مستمر |
|
Continuous product
|
تولید دائمی |
|
Continuous production
line |
خط تولید پیوسته |
|
Contract product
|
قرارداد تولید |
|
Control station |
ایستگاه کنترل |
|
Core Competencies
|
شایستگیهای اساسیها |
|
Corner – point
Solution |
جواب گوشه |
|
Corporate Mission
|
مأموریت مشترک |
|
Corporate Strategy
|
استراتژی شرکت |
|
Corrective action
|
اقدامات اصلاحی |
|
Corrective Action |
فعالیت اصلاحی |
|
Cost – Volume – Profit
Analysis |
تجزیه و تحلیل هزینه ـ حجم سود |
|
Cost of Carrying |
هزینه حمل کالا |
|
Cost Accounting |
حسابداری هزینه |
|
Critical activity |
فعالیت بحرانی |
|
Critical path |
مسیر بحرانی |
|
Critical Path Method
(C.P.M) |
روش مسیر بحرانی |
|
Customer Based Quality |
کیفیت بر پایه
نیاز مشتری |
|
Customer Satisfaction |
ارضای مشتری |
Caliper
|
كوليس: نوعي
ابزار اندازهگيري كه ميتواند ابعاد خارجي اجسام مانند ضخامت و همچنين
ابعاد داخلي، مانند قطر و عمق را اندازهگيري كند. قطعهاي ثابت از يك
مجموعه ترمز ديسكي كه قسمتي از ديسك را احاطه كرده و حامل لنتهاي ترمز
است. همچنين كاليپر در بردارنده اجزاي هيدروليكي است كه در زمان ترمزگيري
باعث درگير شدن لنتها با ديسك ميشود.
|
Camshaft
|
ميل سوپاپ: شافتي
كه يك سري زائده بادامي شكل به نام بادامك بر روي آن تعبيه شده و مكانيزم
سوپاپها را به كار مياندازد. اين شافت به وسيله چرخ دنده، زنجير و يا
تسمه گردانده ميشود. |
Canister
|
كانيستر- مخزن
جذب بخارات بنزين: محفظه يا ظرفي در سيستم كنترل توزيع سوخت كه حاوي
تكههاي كوچك كربن براي جذب رطوبت و بخار از سيستم سوخت است. |
Carbure Tlor = Carburetor
|
كاربراتور:
مجموعهاي كه سوخت و هوا را با نسبتهاي مناسب مخلوط ميكند تا حداكثر قدرت
ممكن را از عمل احتراق حاصل از جرقه شمع در يك موتور احتراقي ارائه دهد. |
|
Caste llated nut = Castle nut |
مهره اشپيلخور-
مهره چاكدار: لبههاي اين مهره مانند لبههاي فوقاني قلعههاي قديمي، داراي
كنگره است و علت نامگذاري آن نيز به دليل همين تشابه است. در تنظيم چرخها،
به شيب رو به جلو يا رو به عقب محور فرمان كاستور گفته ميشود. وقتي Castor
محور فرمان در نقطه بالايي به طرف عقب مايل باشد، شيب آن مثبت فرض ميشود. |
Cataly Tic Converter
|
مبدل كاتاليزي:
قسمتي از سيستم اگزوز شبيه به صدا خفهكن كه آلودگيهاي ويژهاي را از دود
خروجي موتور جذب و به گازهايي بيضرر تبديل ميكند. |
Circlip
|
خار حلقهاي:
گيره يا خاري حلقوي شكل كه براي جلوگيري از حركت مضاعف قطعات استوانهاي و
شافتها در انتهاي دامنه حركت آنها نصب ميشود. خار حلقهاي داخلي، در داخل
شياري در سيلندرها و خار حلقوي خارجي در شياري كه روي بدنه خارجي قطعات
استوانهاي نظير شافت وجود دارد، قرار ميگيرد. |
Crocodile Clip
|
گيره سوسماري:
گيرهاي انبر مانند با دهانههاي دندانهدار براي برقراري اتصالات موقت
الكتريكي. |
Crank Shaft
|
ميللنگ: مهمترين
عضو گردانده داخل موتور كه درون كارتر حركت چرخشي داشته و از طريق قسمتهاي
پلهاي شكل خود به شاتونها متصل است. |
Crank case
|
كارتر: قسمت
زيرين بلوك موتور كه ميللنگ در داخل آن ميگردد.
|
Core Plug
|
پولك موتور:
پولكي بشقابي يا فنجاني شكل كه هنگام مونتاژ موتور در بدنه سيلندر و درون
حفرههايي مخصوص قرار ميگيرد. اين پولك هنگام يخ زدن و يا انبساط آب سيستم
خنككاري، بيرون زده و مانع تركيدن بدنه موتور ميشود. به اين پولك در پوش
انبساطي نيز گفته ميشود. |
Constant velocity Joint (CV Join)
|
نوعي اتصال چهار
شاخ كه ارتعاشات ناشي از انتقال قدرت تحت زاويهاي را برطرف ميكند. |
Compression ratio
|
نسبت تراكم: نسبت
بين حجم سيلندر در زماني كه پيستون در بالاترين نقطه كورس قرار دارد با حجم
سيلندر در زماني كه پيستون در پايينترين نقطه كورس خود قرار دارد. |
|
Compression |
تراكم: كاهش حجم،
افزايش فشار و افزايش دماي يك گاز كه بر اثر كم كردن حجم و فضاي اشغالي آن،
حادث ميشود. |
Coil Spring
|
فنر حلقوي يا
مارپيچ- فنر لول: فنري مارپيچي از جنس فولاد ارتجاعي كه در اندازههاي
مختلف و در قسمتهاي مختلف خودرو به كار ميرود. مثلاً فنر برگرداننده
شناور بنزين و فنر سوپاپها
|
|
Clearance |
خلاصي- لقي:
مقدار فضاي خلاصي بين دو قطعه، مثلاً بين پيستون و ديواره سيلندر و يا
ياتاقان و محور آن |
|
Capturing |
تسخیر ، تبدیل
داده ها یا فایل های آنالوگ به دیجیتال |
|
Carbon Alloy |
آلیاژ کربن |
|
Carbon |
کربن |
|
Carbon Brushes |
جاروبکهای کربنی |
|
Cavitation |
حفره سازى ،حفره ،بريدگى حاصله از
حرکت پروانه کشتى ، ايجاد حبابهاى
داخل يک مايع ، شیار |
|
Cavity |
حفره ،محفظه |
|
Contradiction |
تناقض |