سایت مهندسی مکانیک ایران

صفحه نخست
واژگان و اصطلاحات مهندسی مکانیک -5
نکته: اگر به واژه ای برخوردید که در این بخش نیست یا معنی آن نادرست است ، لطفا برای پرهیز از کاستی و نیز آگاهی علاقه مندان ، ما را آگاه فرمایید  . هم چنین اگر شما فرهنگ واژگان تایپ شده ای در اختیار دارید برایمان بفرستید تا به این مجموعه افزوده شود.
(
shokuhi  @  gmail  .  com  )
A B C D E F G H I
J k L M N O P Q R
S T U V W X Y Z  
حرف C
English پارسی
Centripetal جانب از مرکز ، گریز از مزکز
Constraint قید
Convolution integral انتگرال کانولوشن
Conditions شرایط اولیه
Circular frequency بسامد زاویه ای
Conservation بقا
Conservation of energy بقا انرژی
Complete response پاسخ کامل
Continuous پیوسته
Coherence وابستگی
Coherence function تابع وابستگی
Center مرکز
Central مرکزی
Central difference تفاضل مرکزی
Cantilever گیردار
Cantilever beam تیر گیردار
Condensation چگالش
Complementary عمومی
Complementary solution حل عمومی
Capacitor خازن
Compatible سازگار
Clockwise ساعت گرد
Coefficient ضریب
Coefficient of viscousity ضریب لزجی
Coefficient of damping ضریب میرایی
Conservative پایستار
Coefactor هم عامل
Column ستون ، ستونی
Column matrix ماتریس ستونی
Corresponding متناظر ، مانند به مانند، متقابل ، هم پاسخ
Coordinates مختصات
Complex مختلط ، موهومی
Complex number عدد مختلط ، شماره مختلط
Complex conjugate مزدوج مختلط
Centroid مرکز هندسی
Charateristic ویژگی ، مشخصه ، مفسر
Characteristic vectors بردارهای ویژگی ، بردارهای مشخصه
Characteristic equation معادله ویژگی ، معادله مشخصه
Characteristic values مقادیر ویژگی ، مقادیر مشخصه
Characteristic action عامل مشخصه
Characteristic actuation probability احتمال مسلح شدن مين توسط مين جمع کن
Characteristic curve منحنی مشخصه
Charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودى موتور در راکت
Characteristic detection width عرض منطقه اکتشافى کشتى مين جمع کن
Characteristic diagram for the steel دياگرامى که تغيير شکلهاى فولاد را برحسب مقادير مشخصه تنشهاى نظير
Characteristic expansion time زمان شاخص انبساط
Coupled equations معادلات همبسته
Criterion معیار ، نشان قطعی ، میزان
Constant هميشگى ،پايا،عدد ثابت ،مداوم ،پايدار،باثبات  ،استوار، ثابت
Constant amperage regulation تنظيم با امپر ثابت
Constant cost هزینه ثابت
Constant current جریان ثابت باطری ، جريان دائم ،جريان مستقيم
Critically damping میرایی بحرانی
Columb damping میرایی کولمب
Component مولفه ، مولفه بردار ،  قسمت ، قطعه
Component drawing رسم قطعات
Component efficiency ميزانى براى اندازه گيرى بازده يک قسمت از يک ماشين
Component part جز ساختمان ، جز قطعه
Conservative  force نیروی کنسرواتیو ، نیروی پتانسیل
Convergent همگرا ، هم راس ، خطوط متقارت
Convergent lens عدسی همگرا
Concurrent متقارب(هندسه) ، متقاطع ، هم راس
Central convolution شکنج مرکزى
Central mass storage انباره جرم مرکزی
Capacity Requirements Planning (CRP)

برنامه‌ریزی ظرفیت مورد نیاز

Capital Budgeting بودجه‌بندی سرمایه
Cash Flow جریان نقدینگی
Cellular Layout

طراحی استقرار سلولی

Central Processing Unit (CPU) واحد پردازش مرکزی
Certificate of Quality (COQ) گواهی کیفیت
Chain – sampling plan طرح نمونه‌گیری زنجیره‌ای
Combination of production factors ترکیب عوامل تولید
Company – Wide Quality Control (CWQC) کنترل کیفیت در سطح شرکت
Competitive Benchmarking محک‌زنی رقابتی
Competitive Dimensions ابعاد رقابتی
Computer – Aided Software Engineering (CASE) مهندسی نرم‌افزار به کمک کامپیوتر
Computer Aided Design (CAD) طراحی به کمک کامپیوتر
Computer Aided Engineering (CAE)

مهندسی به کمک کامپیوتر

Computer Aided Manufacturing (CAM)

ساخت به کمک کامپیوتر

Computer Aided Process planning (CAPP) برنامه‌ریزی فرآیند به کمک کامپیوتر
Computer Integrated Enterprise (CIE) تشکیلات یک‌پارچه کامپیوتری
Computer Integrated Manufacturing (CIM) تولید یکپارچه کامپیوتری
Computer رایانه ، کامپیوتر
Computer Numerical Control (CNC)

کنترل عددی کامپیوتری

Computerized Relationship Layout Planning (CORELAP) برنامه‌ریزی طراحی استقرار روابط به صورت کامپیوتری
Computerized Relative Allocation of Facilities Technique (CRAFT)

تکنیک تخصیص نسبی تسهیلات به صورت کامپیوتری

Concurrent Engineering (CE) مهندسی همزمان
Continuous And Never ending Improvement بهبود مستمر و بی‌پایان
Continuous Flow Processes فرآیند دارای جریان مستمر
Continuous product تولید دائمی
Continuous production line خط تولید پیوسته
Contract product قرارداد تولید
Control station ایستگاه کنترل
Core Competencies شایستگی‌های اساسی‌ها
Corner – point Solution جواب گوشه
Corporate Mission مأموریت مشترک
Corporate Strategy استراتژی شرکت
Corrective action اقدامات اصلاحی
Corrective Action فعالیت اصلاحی
Cost – Volume – Profit Analysis تجزیه و تحلیل هزینه ـ حجم سود
Cost of Carrying هزینه حمل کالا
Cost Accounting حسابداری هزینه
Critical activity فعالیت بحرانی
Critical path مسیر بحرانی
Critical Path Method (C.P.M) روش مسیر بحرانی
Customer Based Quality کیفیت بر پایه نیاز مشتری
Customer Satisfaction ارضای مشتری
Caliper
كوليس: نوعي ابزار اندازه‌گيري كه مي‌تواند ابعاد خارجي اجسام مانند ضخامت و همچنين ابعاد داخلي، مانند قطر و عمق را اندازه‌گيري كند. قطعه‌اي ثابت از يك مجموعه ترمز ديسكي كه قسمتي از ديسك را احاطه كرده و حامل لنت‌هاي ترمز است. همچنين كاليپر در بردارنده اجزاي هيدروليكي است كه در زمان ترمزگيري باعث درگير شدن لنت‌ها با ديسك مي‌شود.
Camshaft
ميل سوپاپ: شافتي كه يك سري زائده بادامي شكل به نام بادامك بر روي آن تعبيه شده و مكانيزم سوپاپ‌ها را به كار مي‌اندازد. اين شافت به وسيله چرخ دنده، زنجير و يا تسمه گردانده مي‌شود.
Canister
كانيستر- مخزن جذب بخارات بنزين: محفظه يا ظرفي در سيستم كنترل توزيع سوخت كه حاوي تكه‌هاي كوچك كربن براي جذب رطوبت و بخار از سيستم سوخت است.
Carbure Tlor = Carburetor
كاربراتور: مجموعه‌اي كه سوخت و هوا را با نسبت‌هاي مناسب مخلوط مي‌كند تا حداكثر قدرت ممكن را از عمل احتراق حاصل از جرقه شمع در يك موتور احتراقي ارائه دهد.
Caste llated nut = Castle nut مهره اشپيل‌خور- مهره چاكدار: لبه‌هاي اين مهره مانند لبه‌هاي فوقاني قلعه‌هاي قديمي، داراي كنگره است و علت نامگذاري آن نيز به دليل همين تشابه است. در تنظيم چرخ‌ها، به شيب رو به جلو يا رو به عقب محور فرمان كاستور گفته مي‌شود. وقتي Castor محور فرمان در نقطه بالايي به طرف عقب مايل باشد، شيب آن مثبت فرض مي‌شود.
Cataly Tic Converter
مبدل كاتاليزي: قسمتي از سيستم اگزوز شبيه به صدا خفه‌كن كه آلودگي‌هاي ويژه‌اي را از دود خروجي موتور جذب و به گازهايي بي‌ضرر تبديل مي‌كند.
Circlip
خار حلقه‌اي: گيره يا خاري حلقوي شكل كه براي جلوگيري از حركت مضاعف قطعات استوانه‌اي و شافت‌ها در انتهاي دامنه حركت آنها نصب مي‌شود. خار حلقه‌اي داخلي، در داخل شياري در سيلندرها و خار حلقوي خارجي در شياري كه روي بدنه خارجي قطعات استوانه‌اي نظير شافت وجود دارد، قرار مي‌گيرد.
Crocodile Clip
گيره سوسماري: گيره‌اي انبر مانند با دهانه‌هاي دندانه‌دار براي برقراري اتصالات موقت الكتريكي.
Crank Shaft
ميل‌لنگ: مهمترين عضو گردانده داخل موتور كه درون كارتر حركت چرخشي داشته و از طريق قسمت‌هاي پله‌اي شكل خود به شاتون‌ها متصل است.
Crank case
كارتر: قسمت زيرين بلوك موتور كه ميل‌لنگ در داخل آن مي‌گردد.
Core Plug
پولك موتور: پولكي بشقابي يا فنجاني شكل كه هنگام مونتاژ موتور در بدنه سيلندر و درون حفره‌هايي مخصوص قرار مي‌گيرد. اين پولك هنگام يخ زدن و يا انبساط آب سيستم خنك‌كاري، بيرون زده و مانع تركيدن بدنه موتور مي‌شود. به اين پولك در پوش انبساطي نيز گفته مي‌شود.
Constant velocity Joint (CV Join)
نوعي اتصال چهار شاخ كه ارتعاشات ناشي از انتقال قدرت تحت زاويه‌اي را برطرف مي‌كند.
Compression ratio
نسبت تراكم: نسبت بين حجم سيلندر در زماني كه پيستون در بالاترين نقطه كورس قرار دارد با حجم سيلندر در زماني كه پيستون در پايين‌ترين نقطه كورس خود قرار دارد.
Compression تراكم: كاهش حجم، افزايش فشار و افزايش دماي يك گاز كه بر اثر كم كردن حجم و فضاي اشغالي آن، حادث مي‌شود.
Coil Spring
فنر حلقوي يا مارپيچ- فنر لول: فنري مارپيچي از جنس فولاد ارتجاعي كه در اندازه‌هاي مختلف و در قسمت‌هاي مختلف خودرو به كار مي‌رود. مثلاً فنر برگرداننده شناور بنزين و فنر سوپاپ‌ها
Clearance خلاصي- لقي: مقدار فضاي خلاصي بين دو قطعه، مثلاً بين پيستون و ديواره سيلندر و يا ياتاقان و محور آن
Capturing تسخیر ، تبدیل داده ها یا فایل های آنالوگ به دیجیتال
Carbon Alloy آلیاژ کربن
Carbon کربن
Carbon Brushes جاروبکهای کربنی
Cavitation حفره سازى ،حفره ،بريدگى حاصله از حرکت پروانه کشتى ، ايجاد حبابهاى داخل يک مايع ،‌ شیار
Cavity حفره ،‌محفظه
Contradiction تناقض

صفحه نخست سایت دکتر شکوهی