|
English |
پارسی |
|
Factor |
عامل |
|
Force |
نیرو |
|
Facility |
تسهیلات
|
|
Facility Location
|
مکانیابی تسهیلات
|
|
Failure Mode Effects &
Criticality Analysis (FMECA) |
تجزیه و تحلیل حساسیت و نقاط شکست |
|
Fish diagram
|
نمودار استخوان ماهی در کنترل کیفیت |
|
Fishbone (Cause &
Effect) Diagrams |
نمودارهای علت و معلول |
|
Fixed order interval
|
فاصله زمانی سفارش ثابت |
|
Flexible Manufacturing
System (FMS) |
سیستم تولید منعطف |
|
Flow chart
|
نمودار جریان کار
|
|
Foolproof mechanisms
(Poke – Yoke) |
سازوکارهای گوشزد کننده
خطا
|
|
Forecast
|
پیشبینی
|
|
Forward (Downstream)
Scheduling |
برنامهریزی زمانبندی رو به جلو |
|
Forward computation
|
محاسبات پیشرو |
|
Free Float (F.F)
|
شناوری آزاد |
|
Free variable
|
متغیر آزاد |
|
Fan Clutch |
كلاچ فن موتور: نوعي وسيله اتصالدهنده (كلاچ)
كه حاوي مايعي لزج است و سرعتهاي متغيري را براي فن موتور به نسبت سرعت
موتور
تأمين ميكند. |
|
Fusible Link |
اتصال فيوزي: وسيلهاي محافظتي براي مدار كه شامل فلزي هادي است و توسط
عايقي مقاوم در برابر حرارت، احاطه شده است. فلز هادي، از سيمي كه تحت
محافظت آن
قرار دارد، نازكتر است و به همين دليل، ضعيفترين نقطه مدار است. |
|
Fuse |
فيوز:
قطعهاي الكتريكي كه از يك مدار، در مقابل بار بيش از حد، محافظت ميكند.
فيوز،
حاوي قطعهاي فلزي و نرم است كه براي عبور جرياني مشخص، تنظيم شده و در
صورت عبور
جريان بيش از مقدار تعيين شده، مدار را قطع ميكند. |
Free Play
|
خلاصي: ميزان حركت و يا لقي يك اتصال يا مجموعهاي
از قطعات كه باعث ايجاد وقفه بين اعمال نيرو و حركت عملي ميشود. مثلاً،
ميزان حركت
پدال ترمز قبل از فعال شدن پيستونها، در سيلندرهاي ترمز. |
Fly Wheel
|
فلايويل- چرخ طيار: نوعي چرخ دوار سنگين كه انرژي
جنبشي را جذب و ذخيره ميكند. وظيفه فلايويل كه به سر ميللنگ متصل ميشود،
تعديل
لرزشها و ضربات ناشي از احتراق سيلندرها و يكنواخت كردن گردش شافت خروجي
موتور
است. |
|
Firing order |
زمانبندي احتراق:
زمانبندي مربوط به احتراق و جرقهزني سيلندرها كه از سيلندر شماره يك آغاز
ميشود. |
|
Feeler Blade |
تيغه فيلر: ابزاري با يك نوار تيغهاي نازك از جنس فولاد
سخت با ضخامتهاي مشخص و دقيق كه براي بررسي و يا اندازهگيري فاصلههاي
كوچك بين
قطعات، مورد استفاده قرار ميگيرد. |
|
|
|